X
تبلیغات
آسمان
آسمان
آسمان رشک برد بهر زمینی که در او ------ دو نفر یک دو نفس بهر خدا بنشینند...


 
تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : جمعه بیست و نهم فروردین 1393
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : شنبه بیست و سوم فروردین 1393
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393
چند نفر از هموطنانمان، مرزبان هایمان در دام گروه تروریستی جیش العدل گرفتار آمده بودند که با تلاش و رایزنی و زحمات مسئولین  نجات یافتند. خدای را سپاس.  اما شواهد نشان می دهد که روحانی سنی مذهبی به نام "مولوی عبدالحمید" که نفوذ و اعتبار ویژه ای در آن منطقه دارد نقش پر رنگی در آزاد سازی گروگانها بازی کرده و زحمات بسیاری متحمل شده و حتی ظاهرا یکی از اقوام نزدیک ایشان در یک حادثه رانندگی هنگام برگشت از مسیر  جلسه با گروه تروریستی جیش العدل جانش را از دست داده. روا نیست زحمات ایشان را نادیده گرفته و حتی بی ارج کنیم. هر چه باشد مسلمانیم و در راستای تقریب مذاهب هم که شده باید این زحمت روحانی سنی مذهب کشورمان را قدر بنهیم و تشکر در خور شانی از ایشان کنیم نه اینکه با سخنانی کنایه آمیز دل ایشان و همه سنی مذهبان کشور را برنجانیم. بسیار شنیده ایم که "من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق" پس این بار عمل کنیم و نشان دهیم جماعتی هستیم که به این حدیث عمل می کنیم و فقط اهل شعار دادن نیستیم.

ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : پنجشنبه هفتم فروردین 1393
امروز قصه ایی سخت دلگیر دارم
حلال‌مان کن گروهبان! باور کن دست‌های‌مان خالی بود. دیری‌است که برای جماعت گرفتار در خاک خودمان هم کاری از پیش نبرده‌ایم، چه برسد به تو و دوستانت که آن سوی مرز در اسارت جهل بودید. همه آنچه در توان‌مان بود را به کار بستیم، اما این جهد چند صد هزار نفری با آن اینترنت زغالی و این سامانه پیام کوتاه به جایی نرسید که نرسید. انگار جای چیزی خالی بود؛ چیزی شبیه یک عزم دیپلماتیک، یک اراده ملی که به جای لب‌تاپ و کامپیوتر، از پشت میز مسوولان به جوشش دربیاید. با این مسیج‌ها فوق فوقش بشود استیلی را حیا داد، یحیی را ادب کرد و سراغ دلجویی از مهدوی‌کیا رفت، به قوچان‌نژاد «دمت گرم» گفت و بین زیبایی‌های گل قاضی و خلعتبری، یکی را برگزید. آخرین رمق این پیامک‌ها شاید بالا بردن ستون‌های رنگارنگی باشد که نقش هیزم کری‌خوانی برای تیفوسی‌ها را بازی می‌کنند. آزاد کردن اسیر، ماموریت سختی بود برای این جماعت..

حلال‌مان کن گروهبان! زورمان نرسید. چشم دوخته بودیم به دست آنها که سالانه میلیون‌ها دلار صرف برپایی سمینار و راه‌اندازی کنفرانس و تولید فیلم و سریال‌های سیاسی می‌کنند تا شاید سر سوزنی از این سیل اسکناس را پای نگهبانان مرز بریزند، اما ظاهرا خود عبث بود آنچه می‌پنداشتیم. سخت است که صورت نوزادت را نبینی و بروی، می‌دانیم. سخت است که از ته دلت بخواهی و نتوانی، بدان.

این یک معامله یکطرفه بود؛ تو برای مرز جانت را گذاشتی و مرز برای تو هیچ
حلال‌مان کن گروهبان!

پاکستان شهادت یکی از مرزبانان ربوده شده ایرانی را محکوم کرد

سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان روز چهارشنبه در بیانیه ای شهادت یکی از مرزبانان ربوده شده ایرانی را محکوم کرد.

به گزارش انتخاب، «تسنیم اسلم» سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان در این بیانیه اعلام کرد: اسلام آباد هر گونه اقدام تروریستی به هر شکل و ظاهری را در هر نقطه از جهان محکوم می کند.

وی تاکید کرد: شهادت مرزبان ایرانی بسیار تاسف بار بوده و ما با خانواده این شهید و سایر مرزبانان ایرانی که در چنگ تروریست ها اسیر هستند، اعلام همبستگی می کنیم.

اسلم در خصوص حادثه ربوده شدن مرزبانان ایرانی توسط گروه تروریستی جیش العدل افزود: دولت و نیروهای پاکستانی همه اقدامات و پشتیبانی های لازم را برای شناسایی محل نگهداری مرزبانان ربوده شده انجام داده است.

وی در این بیانیه گفت: تحقیقات و پیگیری دولت پاکستان به معنای تایید ورود و یا حضور احتمالی مرزبانان ایرانی در داخل خاک پاکستان نیست، اما اسلام آباد آماده همکاری مشترک با ایران و تبادل اطلاعات و جزییات معتبر در خصوص این حادثه است.

                  

ﻣﺮﮒ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﻢ؟
ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺯ ﭘﮋﻣﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﺑﺮﮒ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭﺍﯼ ﺟﻨﮕﻞ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﺩﺳﺖ ﺧﻮﻥ ﺁﻟﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻢ ﺧﻠﻖ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﻫﯿﭻ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻭﺍ
ﺁﻥ ﭼﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺟﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
" ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ "

 

از وب دانشجویان علوم آزمایشگاهی یزد



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک 

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد


نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

 نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام

باده رنگین نمی نوشی ز جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکویی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

فریدون مشیری



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392

ایام می آیند تا از شما مبارک شوند... مبارک شمائید، ایام را از شما مبارک باد...



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : جمعه بیست و سوم اسفند 1392


امرور روز جهانی عدد "پی" است. بله! همون پی معروف ریاضی.سه و چهاره صدم.

این روز رو به همه ریاضیدانان و ریاضی خوانان تبریک میگم....



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : جمعه بیست و سوم اسفند 1392
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392
ژانویه از نام ژانوس خدای راهروها و آغازها گرفته شده است.

فوریه از نام فبروا جشن تطهیر گرفته شده است.

مارس از نام خدای مارس(مریخ- بهرام) گرفته شده است.

آوریل از نام آفرودیت معادل ماه ونوس(زهره - ناهید) یا از نام  aperire  به معنای گشودن و شکفته شدن گلهای بهاری گرفته شده است.

مه احتمالاً از روى نام الهه ميا (Maia) گرفته شده است.

ژوئن احتمالاً از روى نام الهه ژونو (Juno) گرفته شده است.

ژوئیه از نام ژوليوس سزار در سال ۴۴ پيش از ميلاد برگرفته شده است.

اوت یا آگوست از نام اوگوستوس امپراتور در سال ۸ پيش از ميلاد گرفته شده است.

سپتامبر از واژهٔ لاتينى septem به‌معنای هفت.

اکتبر از واژهٔ لاتينى octo به‌معناى هشت.

نوامبر از واژهٔ لاتينى novem به‌معناى نُه.

دسامبر از واژهٔ لاتينى decem به‌ معناى ده.



ادامه مطلب...
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : دوشنبه نوزدهم اسفند 1392
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392
نشنیده ای که زیر چنــــــــــاری کدو بُنی  ........  بر رُست و بَر دوید و بَر و بَر به روز بیست ؟

پرسید از  آن چنار که  تو  چند ساله ای؟   ........  گفتـــــا دویست باشد و اکنون زیادتیست

خندید از او کدو که من از تو به بیست روز .......  برتر شدم بگو تو  که این کاهلی ز چیست؟

او را چنـــــــــــار  گفت که امروز  ای کدو  ........   با  تو  مرا  هنــــــوز  نه  هنگام  داوریست

فردا که بر من  و  تو  وزد  باد مهـــــرگان  ........  آنگه  شود  پدید که از ما دو، مرد،کیست!...



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392
افسوس که نان پخته خامان دارند  ..................  اسباب تمام ناتمامان دارند

آنان که  به بندگی  نمی ارزیدند   ..................   امروز کنیزان و غلامان دارند...



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392
بد نگوئیم به مهتاب اگر تب داریم...



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : سه شنبه ششم اسفند 1392
به داریوش گفتند: چرا زنان شما حجاب ندارند؟

گفت: حجاب زنان ما چشم مردان ماست...



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392

میگن اسبت رفیق روز جنگه  ...........................    مو می گویم از اون بهتر تفنگه


سوار بی تفنگ قدرت نداره    ...........................   سوار وقتی تفنگ داره سواره

 

تفنگ دسته نقره ام رو فروختم   .....................   برای وی  قبای  ترمه دوختم

فرستادم برایم پس فرستاد    .........................   تفنگ دسته نقره ام داد بی داد...

 

تمام اطلاعات هاردم ٬ سوالام ٬مطالبم٬ عکسام٬ فیلمهام٬ خاطراتم همه و همه پرید.

راست گفتی شاعر و خوب خوندی استاد شهرام ناظری که :

تفنگ دسته نقره ام داد بیداد...



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392
درود

امروز پنجم اسفند ماه است. روز فراموش شده. روزی که ایرانیان باستان اونو جشن می گرفتند.چرا؟...

در ایران باستان هر روز ماه اسم خاص خودش رو داشت.(آخه سیستم گاه شماری ایرانیان باستان هفته نبود ماه بود.) 
مثلا اولین روز هر ماه اسمش هرمز بود. هرمز مخفف اهورامزدا ست. اهورا مزدا هم که می دونید یعنی خدا. ایرانیان باستان اولین روز هر ماه رو روز اهورامزدا نامیده بودند چون عادت داشتند هر کاری رو با نام خدا شروع کنند.
روزای دیگه هم اسامی خاص خودشو داشتند و هر وقت اسم روز با اسم ماهی که داخلش بود یکی می شد جشن می گرفتند. مثلا روز خرداد از ماه خرداد یا روز مهر از ماه مهر و ...

اما یه روز بود که ایرانیا در اون روز جشن بزرگی میگرفتند و به همسرانشون هدیه می دادند و اونروز رو روز عشق روز الهه آناهیتا و روز زن می نامیدند. 
حالا چرا از بین ۳۶۵ روز سال این روز رو انتخاب کرده بودند؟ دلیل داره!
دلیلش هم اینه که پنجمین روز هر ماه اسمش اسفند بود و آخرین ماه سال هم اسمش اسفنده. یعنی روز اسفند از ماه اسفند!
اما اسفند معرب کلمه اسپند هست. اسپند هم از کلمه سپنتا به معنای مقدس گرفته شده.
به عبارت دیگه ایرانیا روز اسفند از ماه اسفند رو که جشن میگرفتند یعنی روز مقدس از ماه مقدس رو جشن گرفته بودند یعنی مقدس ترین روز از مقدس ترین ماه سال رو روز عشق و روز زن نامیده بودند.
البته فراموش نشه درسته که اصل این روز پنجم اسفند بوده ولی دوره ملکشاه سلجوقی وقتی برا اصلاح تقویم به جای ۱۲ ماه ۳۰ روزه ایران باستان + ۵ روز آخر سال اومدند ۶ ماه اول سال رو ۳۱ روزه کردند عملا تقویم ۶ روز جابجائی داشت و روز زن یا همون سپندارمذگان از ۵ اسفند ۶ روز عقب اومد و به ۲۹ بهمن رسید.به هر حال در اصل ماجرا که احترام به زنان هست تغییری حاصل نمیشه. 
اونا اینقدر احترام به همسراشون میذاشتند حالا در فرهنگهای وارداتی به زن میگن ضعیفه! اسمشو نمیگن! یه با اسم پسر بزرگ صداش میکنن! یا بهش میگن منزل یا خونه یا ...

ایرانی به ایرانی بودنت و به اون فرهنگ غنی خودت ببال.

من به شخصه این روز رو به همه زنان ایرانی مخصوصا مادر و همسر خودم تبریک میگم. روز زن مبارک!

بد نیست این نکته رو هم بگم که ایرانیا در نامگذاری هاشون هم تک هستند.
میدونید که زن از کلمه زندگی گرفته شده و مرد از کلمه "مرتیّا "  که این کلمه ریشه کلمات مرد - مردم - مرگ - مردن و از این قبیل هست.
ایرانیا زن رو که از لحاظ جسمی عمدتا ضعیفتر هست رو زندگی نام میذارن ومرد رو که از نظر جسمی قویتر هست با مرگ همردیف میکنن که حواست باشه مردنی هستی!

دیگه کلمه کیومرث هست که میگن اولین انسان هست.
کیومرث از کلمه کیو مرتیا گرفته شده یعنی زنده میرا !

همین!. شاد باشید...



ارسال توسط صابری---سورانی

نظر زیبای هوشنگ ابتهاج ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﯼ"ﺭﺑﻨﺎﯼ"ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ!

ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺑﺒﺮﯼ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺑﮕﯽ، ﺍﮔﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯿﻦ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ … ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻧﻈﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ!
ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺠﺮﯾﺎﻧﻪ. ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭﺑﺨﻮﻧﻪ، ﻫﯿﭻ ﮐﺲ. ﺣﺘﺎ ﺧﻮﺩ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ!
ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ. ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ … ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ، ﺿﺒﻂ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺭﺑﻨﺎ … ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﻧﻮﺍﺭ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﺑﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ
ﺍﻻﻥ ﻧﺪﺍﺭﻣﺶ. ﻣﻦ ﺍﻭﻝ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﯿﻪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺣﯿﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ. ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺨﻮﻧﻪ …
ﭼﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺣﯿﺮﺕ ﺁﻭﺭﯼ ﺩﺍﺭﻩ!
ﺍﺻﻠﻦ ﯾﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ."ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ"
ﺷﺎﻫﮑﺎﺭﻩ، ﭼﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ" ﺭﺑﻨﺎ"ﻫﺴﺖ"ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ"!
ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ، ﯾﮏ ﻧﻮﺍﺯﺷﯽ ﺗﻮﺵ ﻫﺴﺖ.
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺎﺷﻘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ، ﻫﻤﻪ ﯼ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺑﺸﺮﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍ
ﻫﺴﺖ!
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎﯼ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺧﻮﻧﺪﯼ؟ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩ … ﻭﺍﻗﻌﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺷﻮﺭﻩ، ﺍﻓﺸﺎﺭﯾﻪ،چیه!
ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ!


نظر زیبای هوشنگ ابتهاج ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﯼ"ﺭﺑﻨﺎﯼ"ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ!

ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺑﺒﺮﯼ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺑﮕﯽ، ﺍﮔﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯿﻦ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ … ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻧﻈﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ!

ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺠﺮﯾﺎﻧﻪ. ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭﺑﺨﻮﻧﻪ، ﻫﯿﭻ ﮐﺲ. ﺣﺘﺎ ﺧﻮﺩ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ!

ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ. ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ … ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ، ﺿﺒﻂ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺭﺑﻨﺎ … ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﻧﻮﺍﺭ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﺑﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ...

ﺍﻻﻥ ﻧﺪﺍﺭﻣﺶ. ﻣﻦ ﺍﻭﻝ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﯿﻪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺣﯿﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ. ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺨﻮﻧﻪ …
ﭼﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺣﯿﺮﺕ ﺁﻭﺭﯼ ﺩﺍﺭﻩ!

ﺍﺻلا ﯾﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ."ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ"

ﺷﺎﻫﮑﺎﺭﻩ، ﭼﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ" ﺭﺑﻨﺎ"ﻫﺴﺖ"ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ"!

ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ، ﯾﮏ ﻧﻮﺍﺯﺷﯽ ﺗﻮﺵ ﻫﺴﺖ.

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺎﺷﻘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ، ﻫﻤﻪ ﯼ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺑﺸﺮﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍ ﻫﺴﺖ!

ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎﯼ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺧﻮﻧﺪﯼ؟ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩ … ﻭﺍقعا ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺷﻮﺭﻩ، ﺍﻓﺸﺎﺭﯾﻪ،چیه!

ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ!


ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392

ما چون ز دری پای کشـــــیدیم کشیدیم  ............  امید ز هـــــر کس که بریدیم ، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند  ............   از گوشـــــهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم

رم دادن صیـــــــــد خود از آغاز غلط بود  ............  حالا که رمـــــاندی و رمیدیم ، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم روضـــــــهٔ خلد است  ............  انگــــــــــــار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم

صد باغ بهار است و صـلای گل و گلشن  ............  گر میوهٔ یک باغ نچــــــــیدیم ، نچیدیم

سر تا به قدم تیــــــغ دعاییم و تو غافل  ...........    هان واقـف دم باش رسیدیم، رسیدیم

وحشی سبب دوری و این قسم سخنها  .........   آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن 1392
وقتی وطن به خون خودش تشنه میشود ... عشق است اگر نصیب رگم دشنه میشود

خون مــــــــرا بریز به رگهـــــــــای میهنم ... هــرگز به حرمـــــت وطنم دم نمی زنم...

 

 



ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : سه شنبه یکم بهمن 1392


نامه به حدی زیباست که هرچی بخونید از خوندن اون سیر نمی شوید و پی به شخصیت والای چارلی چاپلین میبرید

جرالدین دخترم، از تو دورم ولی یک لحظه تصویر تو از برابر دیدگانم دور نمی شود اما تو کجائی ؟ در پاریس افسونگر، روی صحنه تئاتر شانزه لیزه …. می شنوم ….. این را میدانم و چنان است که گوئی در این سکوت شبانگاهی آهنگ قدم هایت را می شنوم . شنیده ام نقش تو در این نمایش پرشکوه، نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است . جرالدین : در این نقش ستاره باش، بدرخش اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گل هائی که برایت فرستاده اند ترا فرصت هشیاری داده، بنشین و نامه ام را بخوان …. من پدر تو هستم امروز نوبت توست که هنر نمائی کنی و به اوج افتخار رسی . امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی ترا به آسمان ها ببرد . به آسمان ها برو ولی گاهی هم به روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن، زندگی آنان را که با شکم گرسنه در حالی که پاهایشان از بینوائی می لرزد، هنرنمائی می کنند . من خود یکی از اینان بودم …..


ادامه مطلب...
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم دی 1392
از ماست که بر ماست

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت . مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید . روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد ، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود . او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت : دیگر از تو کره نمى خرم ، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت : ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .

یقین داشته باش کهبه اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم...

به نقل از فوکارو

برداشته شده از وب تخته سیاه




ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392

برای مشاهده نمرات به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.



ادامه مطلب...
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392

برای مشاهده نمرات به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.



ادامه مطلب...
ارسال توسط صابری---سورانی
 
تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392

سوالات بالا را با حل حداکثر روز شنبه  ۲۸ دی تحویل دهید

برای نمرات زیر ۱۰ به ازای حل هر فصل 1 نمره

بین ده تا ۱۵ هر فصل 0.75

و بالای ۱۵ هر فصل 0.5 نمره

به نمره پایانی شما اضافه میگردد.



ارسال توسط صابری---سورانی

خرید سریال کره ای